استراتژیست فروش تو پوشاک اگه فقط بازار سنتیو بلد باشه، عقبه.
اگه فقط دیجیتالو بلد باشد، خطرناکه.
این نقش جایی معنا داره که فروش سنتی، دیجیتال و داده به هم وصل میشن.
اینجا دیگه صحبت از «چند تا فروختیم» نیست، صحبت از کنترل جریان پول، تقاضا و تصمیم هست.
۱. تحلیل بازار بر پایه داده، نه تجربه خام
تجربه بدون داده میشه خاطره بازی.
استراتژیست فروش حرفهای باید بتونه:
فروش مدلها رو به تفکیک فصل، شهر و کانال تحلیل کنه
الگوی تکرار خرید مشتری عمده رو در بیاره
بفهمه کدام فروش سود عملیاتی داره و کدوم فقط عدد هست
بین رشد واقعی و تورم فروش فرق بذاره
اینجا اکسل، داشبورد، گزارش CRM و داده های فروش ابزارند، نه تجمل.
۲. تسلط به قیف فروش ترکیبی (آفلاین + آنلاین)
تو پوشاک، قیف فروش خطی نیست.
استراتژیست فروش باید بفهمه:
لید از اینستاگرام میاد
اعتماد در واتساپ یا تلگرام ساخته میشه
سفارش حضوری یا تلفنی بسته میشه
و وفاداری با پیگیری بعد از فروش شکل میگیره
کسی که این زنجیره رو نبینه، یا دیجیتال را بیش ازحد بزرگ میکنه یا سنتی را دست کم میگیره.
۳. اشراف به سئو، سوشال و فروش آنلاین
نه در حد اجرا، در حد تصمیم.
استراتژیست فروش لازم نیست پست بزند یا مقاله بنویسد، ولی باید بدونه:
سئو چه زمانی لید باکیفیت میاره و چه زمانی فقط ترافیک
کدوم کلمات کلیدی حجم بالای سرچ دارن
بتونه تیم فروش انلاین رو کنترل، مدیریت و رهبری کنه
سوشال کدام بخش فروشو تغذیه میکنه
فروش آنلاین عمده کجا میصرفه و کجا فقط برندینگ هستش
اگه این اشراف نباشه، تیم دیجیتال تبدیل میشه به تولیدکننده آمار بی فایده.
۴. تسلط واقعی به CRM، نه صرفا نصب نرم افزار
CRM اگر ابزار تصمیم نشه، فقط بایگانی است.
استراتژیست فروش باید بتونه:
مشتریارو بر اساس سود، ریسک و رفتار دسته بندی کنه
چرخه عمر مشتری عمده را تحلیل کنه
سیاست متفاوت برای هر سگمنت تعریف کنه
فروشو از حافظه آدمها به سیستم منتقل کنه
CRM یعنی مدیریت رابطه، نه ذخیره شماره.
۵. مهارت قیمتگذاری استراتژیک
تو پوشاک، قیمت فقط عدد نیست، پیام هستش.
استراتژیست فروش باید:
قیمتو متناسب با کانال، فصل و تیپ مشتری تنظیم کنه
بدونه تخفیف کجا ابزاره و کجا علامت ضعف
شرایط تسویه رو بخشی از استراتژی فروش بدونه، نه امتیاز اجباری
حاشیه سودو فدای رشد کور نکنه
قیمتگذاری اشتباه، حتی با فروش بالا، سیستمو میپوسونه.
۶. مدیریت ریسک در فروش عمده
این بخش معمولا نادیده گرفته میشه.
استراتژیست فروش حرفهای:
ریسک نکول را میشناسه
سقف اعتبار تعریف میکنه
تنوع مشتریو به جای وابستگی مینشونه
میدونه چه زمانی فروش نکردن، هوشمندانهتر هستش
فروش بدون مدیریت ریسک، فقط تعویق بحران است.
۷. توان طراحی سیستم، نه اتکای فردی
اینجا تفاوت حرفهای و نیمهحرفهای مشخص میشه.
استراتژیست فروش باید بتونه:
فرآیند بسازه
نقشها رو جدا کنه
تصمیمو از احساس جدا کنه
کاری کنه که فروش بدون حضور مستقیم او هم کار کنه
اگه فروش به یک نفر وابسته باشه، اون کسبوکار مقیاسپذیر نیست.
جمعبندی
استراتژیست فروش تو پوشاک:
بازارو با داده میبینه، نه با خاطره
دیجیتال، سئو و سوشالو در خدمت فروش میذاره، نه ویترین
CRM رو ابزار تصمیم میکنه، نه گزارش
قیمت، تسویه و ریسکو هم زمان مدیریت میکنه
سیستم میسازه، نه وابستگی
اینجا دیگر فروش مهارت نیست،
مدیریت فروش مزیت رقابتی هستش.
رزومه و خدمات تخصصی من در حوزه استراتژی فروش پوشاک
دیدگاه خود را بنویسید